یکی از بزرگترین برکات انقلاب اسلامی ایجاد خودباوری و اعتماد به نفسی بود که سالیان سال توسط حاکمان خودباخته غربی در بین مردم ایران از بین رفته بود. مردم باور کرده بودند که غربی بیش از او می داند، بیش از او می فهمد و بهتر از او عمل می کند. این جمله که ما ایرانی هستیم و نمی توانیم شاید یکی از جمله های اساسی بود که بر زبان مردم جاری بود. امام عزیز ما با رهبری پیامبرگونه خود بیش از هر چیزی احساس اعتماد به نفس را به مردم هدیه داد. مردم با شکست حکومتی که تمام قدرتمندان جهان از آن حمایت و پشتیبانی می کردند به خود و دیگران قبولاندند که اگر بخواهند می توانند. همچنین 8 سال دفاع مقدس در برابر دشمن تا دندان مسلح که در نهایت با پیروزی مردم عزیز کشورمان پایان پذیرفت این عزم و اراده پولادین را قوی تر از پیش کرد. مردم در این سالها مردم باور کردند که دشمن هر اراده ای کند در برابر اراده مردم انقلابی ایران راه به جایی نخواهد برد و به دلیل همین احساس خودباوردی بود که باعث شد که در سالیان گذشته مردم ما شاهد موفقیت های چشم گیر در حوزه های مختلف علمی باشند.
با گذر از این مقدمه قصد دارم به این سوال پاسخ دهم که دشمنان قسم خورده ما از دریای گل آلود شرایط اقتصادی امروز ایران و بحرانی که هم اکنون در بازار ارز و طلا اتفاق افتاده می خواهند چه چیزی را صید می کنند؟
آیا ضربه اقتصادی به کشور هدف اصلی آنهاست؟ آنها که شرایط جامعه ایران را به خوبی می دانند، می دانند که تحریم نفت ایران نمی تواند ضربه با اهمیتی به اقتصاد ایران وارد کنند و تنها 18 درصد مشتریان نفت ایران غربی ها هستند .پس چرا اینگونه از آشفته شدن وضعیت اقتصادی کشور شاد می شوند و احساس پیروزی می کنند. چرا رسانه های ضد انقلاب بیش از هر زمان دیگر سعی می کنند شرایط اقتصادی جامعه ایران را آشفته معرفی کنند و در داخل نیز دنباله های آنها بر طبل این جنگ روانی می کوبند و به آشفته تر شدن شرایط کمک می کنند.
به نظر این جانب، دشمن هم اکنون بیش از هر زمان دیگری مهمترین عامل پیروزی و مقاومت سی ساله مردم ایران را هدف قرار داده. دشمن به دنبال این است که به ناحق و به دروغ این احساس را در بین مردم کشورمان به وجود بیاورد که تحریمی به این بی اهمیتی، نبض بازار ایران را از کار انداخته است. دشمن هدفش مشخص است او می داند اگر مردم باور کنند که تا این اندازه به غرب وابسته اند که تحریمی به این کوچکی شرایط اقتصادی کشورشان را آشفته می کند به نتیجه دلخواه خود رسیده است. او به دنبال آن است که مردم احساس کنند که مسؤلانشان توانایی مدیریت بحران ایجاد شده را ندارند. او می خواهد مردم باور کنند که وابسته اند و اگر غرب تنها اراده ای کند می تواند شرایط بازار کشور ما را به نقطه بحران برساند.
دشمن هدفش را تعیین کرده، او جان ما را هدف قرار نداده بلکه روح ما را می خواهد هدف قرار دهد. همین که بذر احساس حقارت در برابر غرب و مدیریت بلاشک آنها بر منافعمان را در درون ما بکارد به هدف اصلی خود رسیده است. ایجاد احساس یأس، حقارت و کم بینی خود و به تبع آن بزگ بینی و توانا دیدن دشمن از اهداف مهم اقدام دشمن در برهم زنی شرایط اقتصادی ایران است.
متاسفانه سکوت متولیان امر و عدم اقدام مؤثر آنها، این نگرانی را دو چندان می کند که این پروژه تنها از بیرون مرزها هدایت نمی شود و افرادی نیز در درون کشور به دنبال به نتیجه رسیدن آن هستند.
به هر حال به مسئولان کشور هشدار داده می شود که بحران کنونی در بازار ارز و سکه، تنها ظاهری اقتصادی دارد و پشت ظاهر اقتصادی آن پروژه ای روانی با هدف براندازی نرم در حال کلید خوردن است که بیش از هر چیز یکی از بزرگترین عوامل پیروزی مردم ایران، که همانا خودباوری و اعتماد به نفس است را هدف قرار داده. که این امر بیش از پیش ضرورت اقدام انقلابی برای رفع مشکل به ظاهر اقتصادی کنونی را نشان می دهد. مطمئنا در صورت مدیریت فضای روانی به وجود آمده و نشان دادن توان مسؤلان امر در از بین بردن این گونه تهدیدات، تهدید فوق الذکر تبدیل به یک فرصت برای نظام جمهوری اسلامی خواهد شد.
+ نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 14:0  توسط رضا کاوند
|

همین چند سال پیش بود. وقتی سری به قم می زدی ،دلت که می گرفت تنها جایی که می شد رفت حرم بود و گاهی هم جمکران. وقتی حوصله حرم و جمکران را نداشتی و دلت کمی قدم زدن می خواست پیاده روهای خیابان ارم وصفاییه که پر بود از مغازه های پر از کتاب و انگشتر و انجیرهای در بند کشیده شده و سوهان ،تنها مکان تفریحی این شهر بود. هر کجای شهر سرت را که بر می گرداندی چند روحانی معمم را می دیدی که یا در حال قدم زدن هستند و یا سوار دوچرخه ها و موتورهای گازیهایشان شده اند. جالب این بود که هیچ وقت سوار موتورو دوچرخه شدن در این شهر برای روحانی ها بد نبود. قم محله طلبه ها بود همه به جز روحانیت و هر کسی مثل آنها فکر می کند و می پوشد در این شهر غریبه بود. آدم خواسته یا ناخواسته سعی می کرد علیکم سلامش را از ته حلق ادا کند و کمی سرش را پایین بیاندازد و شیطنت نکند.
اما قم این روزها بسیار متفاوت با قم سالهای گذشته است، تغییر در این شهر آنقدر به آرامی رخ داده و سازگاری با این تغییرات آنقدر قدم به قدم و آهسته ایجاد شده که کمتر فردی احساس متفاوت بودن با گذشته را می کند.
قم مجموعه ای است از بسیاری از عناصر مدرن و سنت که به واقع نمی توان جای هر کدام را مشخص کرد. سنت و مدرنیته در این شهر آنقدر با یکدیگر مخلوط شده که نمی توان حدفاصلی برای آن در نظر گرفت.
از لحاظ معماری شهری اطراف حرم توسط مراکز خرید بزرگی احاطه شده است که تنها ظاهر ساختمان آن با الهام از معماری اسلامی بنا شده است. اما به واقع آنچه که در این مراکز خرید اتفاق می افتد همان چیزی است که در مراکز خرید دیگری مانند نور یا مهستان در تهران در حال اتفاق است. مراکز خرید به واقع یک پروژه مدرن است که یکی از کارکردهای اصلی آن پر کردن اوقات فراغت است. به قول "موریس"نظریه پرداز مطالعات فرهنگی« مراکز خرید بسیار دوست داشتنی هستند»زیرا این مکانها بخشی از زندگی روزمره افراد مدرن هست. افراد با کالاها و ویترین های مراکز خرید الفتی صمیمانه پیدا می کنند. این را باید در نظر گرفت که لذت بردن از مراکز خرید تنها به دلیل خرید کردن نیست بلکه در مراکز خرید نحوه دیگری از مصرف معنی پیدا می کند و آن مصرف فضای این مراکز است. افراد دائما در حال دیدن ویترین ها و وسایل درون آنها و احساس لذت بخشی از تملک لحظه ای نسبت به آنها هستند.
به هر حال مکان و فضای مدرن و همچنین مصرف مدرن این فضا در کنار جلوه های بسیاری از سنت و مصرف سنتی این فضاهای سنتی یک مسئله مهم اجتماعی در شهر قم است. بر خلاف دیدگاه بعضی از افراد که سعی دارند رفتارهای مدرن را در ایران در جهت اعتقادات سنتی نشان دهند . به نظر من این یکسویی به هیچ وجه در یک جا نشینی سنت و مدرنیته در قم وجود ندارد. افراد هنگامی که در حرم و محیط اطراف آن هستند دقیقا رفتارهایی سنتی انجام می دهند در حالیکه همین افراد در چند صد متر آن طرف تر رفتارهایی بسیار متفاوت با خواستگاههای متفاوت از مذهب و سنت انجام می دهند.
به هر حال قم مدرن به طور شدیدی در حال احاطه قم سنتی است. عواملی مانند شهرک نشینی و حاشیه نشینی ها( که بر اساس معمارهای مدرن ساخته می شوند) ، ازدیاد مراکز خرید در اطراف حرم و تخریب منازل مسکونی قدیمی، شیرین شدن آب قم و مهاجر پذیری بیش از حد در آینده نزدیک به دلیل نزدیکی به پایتخت ، قم سنتی را تنها در یکی دو خیابان اطراف حرم محدود خواهد کرد.

ازدیاد مراکز تفریحی و سرگرمی ، رستورانها، کافی شاپها و مراکز تهیه و فروش فست فود، شکل جدید به قم داده است. و همه این عوامل در آینده نزدیک باعث خواهد شد که زندگی اجتماعی در قم بسیار متفاوت با گذشته شود. درواقع باید گفت که تغییر سبک زندگی از طرفی و تغییر فضا از طرف دیگر رفتارهای جدید اجتماعی را باعث خواهد شد. حضور چشمگیر طلبه های معتقد به تساهل ، دغدغه معیشت بین طلبه ها ، روی آوری آنها به سبک زندگی مدرن و کاهش چشمگیر طلبه های معمم از طرفی و حضور گستره اهالی دیگر قم مانند جوانانی که تحت تاثیر خرده فرهنگهای جوانی لباسها، آرایشها و رفتارهای متفاوتی دارند همه با هم تسهیل کننده این تغییرات گسترده می باشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 1:43  توسط رضا کاوند
|
هميشه اين سوال ذهنم را به خود مشغول مي کرد که مفهوم کشوري مانند ايران چيست؟ هويت ايراني يعني چه؟مرز چرا بايد مهم باشد؟ مرز چرا وچگونه به وجود آمده ؟
پاسخ همه اين سوالات و سوالات ديگر را امروز خوب مي دانم. منطقه چغرافيايي هيچ گاه به خودي خود به عنوان يک عامل هويت بخش که تمايز دهنده فرد از ديگري باشد، مطرح نبوده است. محل جغرافيايي تنها محل زندگي فرد را مشخص مي کرده،همين و بس. محل سکونت، محل کار، محل تولد، محل تحصيل، تنها حاکي از يک موقعيت جغرافيايي است که در آن عملي يا اتفاقي رخ داده است ، به همان اندازه که مفهوم محل سکونت معني دار است مفهوم محل تولد نيز معني دار مي باشد. اما چرا وقتي من خود را تعريف مي کنم يا به معني ديگر هويت خود را مي خواهم نمود دهم ، حتما از ايراني بودن سخن به زبان مي آورم، ايراني بودن چيست ؟ چرا عاملي هويت بخش براي من مي باشد؟ جواب آن در همين جمله است که منطقه جغرافيايي به خودي خود اهميتي ندارد و هويت بخش نيست بلکه اين انسانهايي که در آنجا زندگي مي کنند هستند که به آن هويت مي دهند. به عبارتي اين انسان است که به محل هويت ومعني مي دهد. براي روشن شدن بحث بشتر بايد توضيح داد. بزرگترين توليد بشر از زماني که پا به عرصه وجود گذاشته است فرهنگ بوده است، فرهنگ توليد انباشتي و فرآيندگونه اي است که علاوه بر اينکه سبک زندگي وکالاهاي مادي و معنوي توليد شده جمعي از انسانها را مشخص مي کند، بزربگترين عامل تمايز دهنده انسانهاست. به معني ديگر مهمترين عامل هويت بخش، فرهنگ است.و منطقه جغرافيايي تنها بستر يا مکاني است که در آنجا يک فرهنگ خود را نمود داده است . حالا مي توان به اين سوال جواب داد که مراد از اين جمله که " هويت من ايراني است" ،اين نيست که هويت من محل جغرافيايي ايران است . ايراني که مرزها آن را محصور کرده اند، ايراني که آن طرف خط مرزي ديگر نيست، بلکه مراد از آن جمله فرهنگ و پيشينه فرهنگي من است. يعني سبک زندگي من، که تمايز دهنده من با افرادي است که سبک ديگري براي زندگي دارند. و موقعيت جغرافيايي تنها مکاني است که اين سبک زندگي در آن محل به وجود آمده است.
حال سوال ديگري مطرح مي شود که پس مفهوم مليت و کشور چيست؟مفهوم مليت و کشور بيش از آنکه مفهومي به وجود آمده توسط توده مردم باشد مفهومي ساخته شده توسط حکومت ها و دولت هاست. تبارشناسي اين مفاهيم فرصت ديگري را مي طلبد اما به هر حال دغدغه حفظ مليت و مرز کشور توليد شده فرادستان و حاکماني بوده است که همواره مرز گشايي جزء آرزوهاي ديرينه هاي آنها بوده،مرز به عنوان يک موقعيت جغرافيايي مفهومي براي مردم نداشته بلکه اين مرزهاي فرهنگي بوده که براي آنها معني دار بوده است.
همواره حاکمان جوامع مختلف از احساس علقه به هويت جمعي افراد براي حفظ مرزهاي جغرافيايي و گشودن مرزهاي جديد سوء استفاده مي کردند.و به همين دليل است که مي گويم مفهوم مرز جغرافيايي توليد شده دست حاکمان و فرادستان است.
سمرقند، بخارا، هرات، باکو، و هزاران منطقه ديگر براي من و هر کس ديگر که ايراني مفهومي به جز فرهنگ براي او ندارد ايران است. مگر نه اين است که بسياري از مشاهير ما از جمله مولوي، ابوريحان، نظامي، ابن سينا،زاييده منطقه اي هستند که اکنون درون مرز ايران نيست. پس چرا ما آنها را ايراني مي دانيم؟ جواب اين سوال به جز اين نيست که ايراني بودن معنايي به جز فرهنگ ايراني ندارد. و به همين دليل مااين افراد ايراني خطاب مي کنيم.
بايد يادمان باشد که کسي که مفهوم دولت –ملت را به معني مدرن آن در جهان ايجاد کرد استعمار انگلستان بود. کشيدن مرزهاي جغرافيايي بدون لحاظ کردن شرايط فرهنگي و اجتماعي اجتماعات مختلف يکي از بزرگترين خيانت ها به بشر است.
حال مي توان از اين حقيقت سخن راند که مرز به خودي خود اصالتي ندارد و اين حاکمان و فرادستان بوده اند که سود و منفعت آنها در ايجاد مرز معني پيدا مي کرده است. و مردم نيز به اشتباه تحت تاثير علايق و اقناع گري هاي حاکمان مرز را يکي از بزرگترين عوامل هويت بخش معني کرده اند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 15:37  توسط رضا کاوند
|