تبليغاتX
دفترچه یادداشت - طرح تحول اقتصادی و تضادهای دولت نهم
طرح تحول اقتصادی و تضادهای دولت نهم

دولت نهم یکی از داعیه دارترین دولتهایی در سی ساله انقلاب اسلامی بوده است که معتقد است می تواند اقتصادی بر پایه اسلام و احقاق حقوق مستضعفان برپا کند. اما در این 4 سال ما به مراتب با این واقعیت مواجه شدیم که راهی که دولت نهم می پیماید مسافت زیادی دارد با آنچه که ادعای آن را به عنوان اقتصاد دینی و دفاع از محرومین می کند.
امیدوار بودبم که در دولت نهم قدمی هر چند کوتاه برای رفع محرومیت و احقاق حقوق مستضعفان برداشته می شد اما آنچه را که ما در این سالها شاهد بودیم تنها نگرش به محرویت از منظر جریانهای التقاطی اقتصادی بود. جای بسی تعجب است که در دولتی که ادعای اسلامی بودن آن گوش فلک را کر کرده، راه برون رفت از مشکلات اقتصادی پرداختن به نسخه های دسته چندم جریانهای راست و لیبرال غربی است. انگار حاکمیت به طور عام و دولت نهم به طور خاص این سخن "فوکویا ما" را باور کرده اند که سرمایه داری که مولود ناخلف لیبرالیست می باشد پایان تاریخ است و همه، حتی کشورهایی که ادعای اسلامی بودن دارند مجبورند که تن به این نسخه از پیش نوشته شده دهند. متاسفانه دولت نهم به جای اینکه به انقلاب ساختاری که مدعی آن بود تن دهد به تعدیل ساختار سرمایه داری غربی در ایران اسلامی پرداخت. و درست در مقابل ادعاهای خود قدم برداشت. 
اگر بخواهیم ریشه ای تر بحث کنیم باید گفت که تفاوت راهی را که دولت نهم می پیماید با اقتصاد دینی ، باید در نحوه نگاه به عدالت جستجو کرد. عدالت از منظر دولت نهم با توجه به اقداماتی که انجام داده چیزی نیست به جز اینکه هر کس به اندازه ای که دارد از مواهب و امکانات جامعه و کشور استفاده کند و آدمهایی که ندارند آنقدری به آنها داده شود تا بتوانند نمیرند. این درست به معنی همان اقتصاد صدقه ای است که جناب مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر سابق کشورمان به آن اشاره کرده و آن را مورد نقد جدی قرار داده است.
پایه این نوع اقتصاد بر این مبتنی است که باید مقداری از سرمایه سرمایه دارها با توجه به امکانات بیشتری که دارندگرفته شود و به ضعیف تر ها داده شود. ضعیف تر ها از این منظر آدمهای آسیب پذیری هستند که محتاج کمک و مددرسانی می باشند. و سرمایه دارها نیز کسانی می باشند که با کمی اضافه گرفتن از آنها گزندی به آنها نمی رسد.
به اعتقاد اینجانب طرح تحول اقتصادی با همین دیدگاه در حال تصویب و اجراست بدون اینکه به عواقب و زمینه های اجتماعی و فرهنگی آن فکر شود.
به صراحت می توان گفت که عدالت از منظر طرح تحول اقتصادی بسیار متفاوت با عدالت از منظر دینی است. از این منظر محرومان تنها آسیب پذیرانی هستند که نیاز به کمک دارند و باید به آنها آنقدری داد که زنده بمانند. البته باید این را هم در نظر گرفت که مقدار پولی که به آنها داده می شود در حدود همان مقداری است که به دیگران داده می شود و عملا چیز زیادی به آنها اضافه نمی شود.
 از منظر دینی محرومان محروم واقع شده اند و مستضعفان مورد استضعاف قرارگرفته اند، آنها نه محتاج ترحم هستند و نه محتاج صدقه، بلکه آنها ولی نعمت هستند، ولی نعمتانی که وارثان زمینند. این به این معنی نیست که استضعاف یک ارزش است و همه باید به فقر روی آورند بلکه به این معنی است که فرهنگ سرمایه پرستی و انباشت و در نهایت فرهنگ و سبک زندگی استکباری یک ضد ارزش است. ضد ارزشی که امروزه با مدد طرح های اقتصادی دولت تبدیل به یک ارزش اساسی می شود.
این را باید در نظر گرفت که یکی از اصلهای مهم اقتصاد سرمایه داری پول دارتر کردن پول دارها و زیر سایه این عمل و از برکت آن، چندرغاز بیشتر دادن به فقرا است، آنقدری که صدایشان در نیاید و سرمایه دارها را نگران نکند. به هر حال این را باید به طور جدی پرسید که این طرح آیا ما را به این سو نمی برد ؟ و آیا تفاوتهای بنیادی با عدالت دینی ندارد؟ آیا عزت مستضعفان که وارثان زمین هستند با این اقتصاد عریان سرمایه داری و سیاست صدقه ای حفظ می شود؟ آیا مباهات درونی و ارزش فرهنگ مستضعفان اینگونه حفظ می شود؟ 
دو اشکال مهم دیگر نیز در این طرح وجود دارد که باید به آن پرداخت، نخست اینکه این طرح ضمن اینکه باعث می شود تورم به شکل سرسام آوری اضافه شود به طوریکه این امکان وجود دارد قیمت خدمات عمومی و امکانات اولیه زندگی در سال شروع طرح به 3 برابر برسد باعث ایجاد مشکلات امنیتی و به نقطه انفجار رسیدن مردم و بروز جنبشهای اجتماعی خواهد شد. از طرفی این طرح باعث می شود تا قشر محروم هیچگاه به سطح بالاتری از لحاظ مالی نرسند. پولی که به آنها داده می شود تنها می تواند شدت تورم را تا اندازه ای جبران کندو به همین دلیل چیز اضافه ای به آنها داده نمی شود اما مشکلات دیگری را باعث می شود که یکی از مهمترین آنها این است که این افراد هیچگاه نمی توانند سطح زندگی خود را با توجه به تورم شدید، خدمات عمومی گران و ازدیاد قیمت انرژی بهتر کنند. شاید این افراد ماهیانه 100 هزارتومان یا 200 هزار تومان دریافت کنند که تا حدودی جبران تورم شدید و قیمت زیاد امکانات اولیه زندگی شود اما آنها هیچگاه نمی توانند به طور مثال خودرویی خریداری کنند. زیرا امکاناتی مانند خودرو دیگر متعلق به حتی اقشار متوسط نیست و تنها کسانی که از سرمایه بلاتری برخوردار هستند می توانند از این وسیله استفاده کنند.
 در کل باید گفت که این طرح از طرفی به شدت شکاف بین فقیر و غنی را زیاد می کند و از طرف دیگر عزت محرومین را زیر سوال برده و فرهنگ و عزت سرمایه دار و سرمایه داری را ارتقاء داده و هر چه بیشتر سبب می شود که  سبک زندگی مرفهین به عنوان یک ارزش والا در جامعه به وجود آید. که این امر بسیار با ادعاهای اقتصاد اسلامی در تضاد است.


+نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت17:47توسط رضا کاوند |
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی