تبليغاتX
دفترچه یادداشت

برادر محمود وقتي سخنانتان را در دانشگاه کلمبيا ، سازمان ملل و مصاحبه با خبرنگار آمريکايي مي شنيدم. درونم پر از شعف و هيجان بود. احساس مي کردم حرفهايي که مي زنيد درد دل مردم ضعيف وعقب نگه داشته اي است که صدايي براي فرياد ندارند. زماني که مي گفتيد ما به شيوه اداره دنيا اعتراض داريم ، قلبم از جا کنده مي شد. وقتي از شان بشر مي گفتيد و اينکه چه کسي يا چه سازماني از حقوق مظلومان دفع مي کند؟ غرور وجودم را احاطه مي کرد.

آقاي رئيس جمهوربه جرات مي توانم بگويم که سخنان شما در اعتراض به نحوه اداره جهان و دفاع از مظلومين و مستضعفان جهان و دعوت به عدالت برابري و آزادي قلب مستضعفان جهان را شاد کرد.

اما مطمئنم سخت ترين لحظات براي شما وقتي بود که مي خواستيد درباره ايران صحبت کنيد، چون مي دانستيد ايراني که شما رئيس جمهور آن هستيد از شعارهايي که براي اصلاح جهان داريد کمتر بويي برده است . نقطه ضعف و پاشينه آشيل سخنان شما مسائلي بود که به وضعيت داخلي ايران برمي گشت.

آقاي رئس جمهور سانسور، رفتار قيم مابانه، دروغ گويي ، فشار بر منتقدان، بگير و ببندهاي سليقه اي و هزار چيز ديگر در ايران باعث شده که شعارهاي زيبايتان در جهان برد خود را از دست بدهد و شما را تبديل به يک سياستمدار سياست باز کند.

برادر محمود من نه برانداز نرم هستم نه برانداز سخت، من هم مانند شما درد کشيده اين انقلابم خون پدرم و ديگر آشنايانم مرا موظف مي کند تا اين سخنان را به شما بگويم . برادر انقلاب عظيم مردم ايران بيش از اينکه توسط دشمان خارجي تهديد شود توسط تصميمات سليقه اي و بدون تدبير حاکمان داخلي تهديد مي شود.

رو راست باشيد آيا به مردم کشور خود اعتماد داريد يا نه . اگر اينگونه است چرا از شنيده شدن صداي مخالف توسط اين مردم در هراسيد. چگونه است که روزي که مردم در انتخابات ، راهپيمايي ها و ديگر صحنه هاي سياسي مورد تاييد نظام شرکت مي کنند آنها را فهيم و بلند نظر مي دانيد وروز ديگر تا آنجا که مي توانيد صداي مخالف را مي بنديد که نکن اين مردم فهيم از راه به درآيند. اين چه اعتمادي است؟

رئيس جمهور من آيا سانسور نظرات مخالفان حتي اگر آنها فريب خورده يا خود دشمن باشند توهين به شعور همين افرادي نيست که شما آنها را حاميان اصلي نظام مي دانيد؟

به تاريخ رجوع کنيد و عاقبت حکومت هايي که به مردم خود اعتماد نکرده اند و خود را متولي چگونه فکر کردن آنها دانسته اند ببينيد.

اگر درد دين داريد و آرزوي نجات بشر از ظلم وجور استکبار، اگر ليبراليزم را مکتب انسان پرستي مي دانيد و دغدعه رشد و اعتلاي خدا پرستي را داريد . اگر آموزه هاي خميني کبير را راه نجات بشر مي دانيد. اگر از هجمه فرهنگي دشمن در هراسيد . اگر دلتان مي خواهد عطر بوي ايثار و شهادت در کشور طنين انداز شود اگر خواستار عدالت و برابري هستيد به مردم خود اعتماد کنيد آنها را موجودات منفعلي نپنداريد که اراده تصميم گيري و گزينش گري ندارند.

برادر محمود جبر تکنولوژيک رسانه اي و موج جهاني شدن روز بروز دولتها را ضعيف مي کند مرزهاي جغرافيايي کم رنگ مي شود و ارتباطات انساني و اجتماعي پر رنگ تر. قبل از آنکه منطق دنياي امروز شما را وادار به قبول تغييرات کند شما ابتکار عمل را بدست بگيريد و تن به تغييرات دهيدو الا روزي مي رسد که کار از کار گذشته است و آن روز تغيير کردن فايده اي ندارد.

شما دولتمردان آمريکايي را متهم به سانسور و زندان کردن مخالفان مي کنيد، آيا مطمئن هستيد در ايران اين کارها نشده است. اگر دانستن حق مردم آمريکا است حق مردم ايران نيز بايد باشد.

برادر محمود قبل از آنکه اين سوال در بين مردم فراگير شود که چرا مابعضي چيزها را نبايد بدانيم . به آنها اجازه دانستن دهيد.

آقاي رئيس جمهور ما دربرابر مستضعفان جهان مسئوليم . ما اجازه نداريم با تضعيف انقلاب ايران به عنوان نمونه اي از انقلاب هاي مظلومان بر عليه ظالمان اميد آنها را از تغييرات به ياس و سر خوردگي تبديل کنيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 0:16  توسط رضا کاوند  | 

 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin